الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
112
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
محمد از حسن بن عبد الله از قول عبيد الله بن عباس نقل مىكند كه عكرمه مىگفته است ، به روزگار خلافت عمر بن خطاب ميان على ( ع ) و عثمان بگومگويى صورت گرفت ؛ عثمان به او گفت دربارهء من چه مىگويى ، گناه من چيست ؟ به خدا سوگند ! قريش شما را دوست نمىدارند و چگونه ممكن است شما را دوست بدارند و حال آنكه در جنگ بدر هفتاد مرد از ايشان را كشتيد كه همچون گوشوارههاى زرين بودند . على ( ع ) عثمان را نصيحت مىكند مدائنى از على بن صالح نقل مىكند كه ابن دأب « 1 » مىگفته است ، چون مردم بر كارهاى عثمان امورى را عيب شمردند و زشت دانستند ، با على ( ع ) گفتگو كردند . على پيش عثمان رفت و گفت : مردم پشت سر من قرار دارند و با من در مورد تو گفتگو كردهاند و به خدا سوگند ! من نمىدانم به تو چه بگويم ؟ و خيال نمىكنم چيزى را بدانم كه تو ندانى و گمان نمىكنم كه لازم باشد تو را به چيزى راهنمايى كنم . زيرا هر چه ما مىدانيم ، تو هم مىدانى . ما از تو بر چيزى پيشى نگرفتهايم كه بخواهيم به تو از آن خبر دهيم و امورى را در خلوت نشنيدهايم كه اكنون لازم باشد به تو ابلاغ كنيم . تو خود آنچه ما ديده و شنيدهايم ، ديده و شنيدهاى و همانگونه كه ما با پيامبر مصاحبت داشتهايم ، مصاحبت داشتهاى و پسر ابى قحافه و پسر خطاب به انجام كار نيك و خير سزاوارتر و شايستهتر از تو نبودهاند و حال آنكه تو به پيامبر ( ص ) نزديكترى و به افتخار دامادى پيامبر رسيدهاى كه آن دو نرسيدهاند و آن دو در چيزى از اين امور بر تو پيشى نگرفتهاند و به خدا سوگند ! تو نمىخواهى از كورى به بينايى و از نادانى به دانش بگروى . خدا را ! خدا را ! دربارهء خودت بپرهيز و همانا راه راست روشن و آشكار است و لواهاى دين برپاست . اى عثمان ! تو مىدانى كه بهتر و برتر بندگان خدا در پيشگاه خدا امام دادگرى است كه خود هدايت شده باشد و ديگران را هدايت كند و سنت معلوم را برپا دارد و بدعت متروك را رها كند ، به خدا سوگند ، كه هر دو آشكار و روشن است . براى سنن پسنديده نشانههايى برپاست و نشانههاى بدعتها هم روشن است . و بدترين مردم در پيشگاه خداوند امام
--> ( 1 ) ابو الوليد عيسى بن يزيد از ادبا و تاريخدانان قرن دوم هجرى و نديم موسى الهادى خليفهء عباسى است ؛ او به سال 171 ه ق در گذشته است . رجوع كنيد به محدث قمى ، الكنى و الالقاب ؛ ج 1 ، ص 271 . م